» بگیر

[metaslider id=796]

دانلود کتاب همه سهم دنیارو ازم بگیر-دانلود کتاب همه سهم دنیارو ازم بگیر | دانلود کتاب عاشقانه

دانلود کتاب عاشقانه و اموزنده ازسایت تزبوک

دانلود کتاب همه سهم دنیارو ازم بگیر

دانلود کتاب همه سهم دنیارو ازم بگیر

دانلود کتاب همه سهم دنیارو ازم بگیر

 

دانلود کتاب همه سهم دنیارو ازم بگیر

شد….بدون آنکه :ره ابروهایش باز شود :فت:برو توا الان مهموناتون سراوتو مي :یرن. -فاطي و مرتضي؟ -با هم کنار میان. فرشااته آرام دسااتش را از آن من :رما کنار کشااید و انگار کمي از این نزدیکي خجالت زده اس ساارو را کایین انداخت و :فت:چند دقیقه دیگه کیکو میارن… کیان با آرامش و صدایي که کر از نوازو بود :فت:میام. فرشته سر تکان داد و داخل شد.اما قل ش تپش ویرعادیش را حفظ کرده بود و این شااوق دویده در رگ هایش دساات بردار ن ودند.چقدر با آن فرشااته ود و ۲یکدنه ي چند ماه کیش فرق کرده بود.انگار این همان کیان چند ماه کیش و سال ق ل ن ود.کمي توجه بدون در:یري و تنش حالش را عوض کرده بود جوري که آلما که از وقتي داخل شااده بود نگاهش مي کرد دسااتش را :رفت و کنار :وشش :فت:چیه شنگول مي زني؟ اون بیرون اتفاقي افتاد؟ فرشته هیجانش را زیر خونسریش کناه داد و :فت:قرار بود اتفاقي بیفته؟ آلما بازویش را فشرد و :فت:برو بچه من تو نشناسم که داوونم.مي دونم کیان بیرون بود. فرشته حیرر زده نگاهش کرد که آلما ل خند زد و :فت:نگفتم خ ري بوده. فرشته از او فاصله :رفت و :فت:بابا فقط دن ال فاطي رفتم. آلما سر تکون داد و :فت:حرص نخور جیگرا توضیحي نخواستم. فرشته ابرویي بالا انداخت و :فت:نه باباصداي موزیک تولدر م ارک که بلند شد نگاه ها به سمت فرزانه که کیک و با شاام هاي کوچک رنگارنگ روي آن خودنمایي مي کرد رفت و بهزادي که عسل کوچک را که با اشتیاق براي شم هاي روشن دست و کا مي زد.بقیه یک صاادا شااروع کردند به خواندن شااعر تولد…فرزانه کیک را روي میز کایه کوتاه روبروي کاناکه :ذاشت.بهزاد کنارو نشست و با :فتن:عسل فور کن! دخترک با دسااات و کا زدن هایش کمي زور زد و فقط آب دهانش بیرون ریخت.فرزانه با ذوق خندید و به همراه بهزاد شاام ها را فور کردند.صااداي کف زدن مرت ي باعث شااد عساال با شااوق بخندد.فرشااته فورا به اتاقش رفت کلاک طلاي کوچکي که خریده بود در جع ه ي سااااده و صااورتي رنگ را برداشاات و به جم کیوساات

جمع اوری شده در سایت دانلود کتاب عاشقانه

ads