امروز سه شنبه ۴ تیر ۱۳۹۸ شما در هستید.
به سایت خوش آمدید.
  • آخرين آهنگ ها
  • آخرين آلبوم ها
  • آخرين سريال ها
  • آخرین فیلم ها
  • آخرین موزیک ویدیو ها
  • دانلود رمان
  • ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
  • 293 views
  • دیدگاه‌ها برای دانلود رمان عاشقانه حریری به رنگ آبان بسته هستند

دانلود رمان عاشقانه حریری به رنگ آبان

دانلود رمان عاشقانه حریری به رنگ آبان

دانلود رمان عاشقانه حریری به رنگ آبان

در ادامه مطلب

  • دانلود رمان
  • ۲۱ مرداد ۱۳۹۷
  • 273 views
  • دیدگاه‌ها برای دانلود رمان عاشقانه عشق به سبک من بسته هستند

دانلود رمان عاشقانه عشق به سبک من

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) و کامپیوتر (PDF)

نویسنده :  فاطمه علیدوستی کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۲۲۶

ژانر :  پلیسی , عاشقانه , کلکلی

دانلود رمان عاشقانه عشق به سبک من

دانلود رمان عاشقانه عشق به سبک من

در ادامه مطلب

  • دانلود رمان
  • ۳ مرداد ۱۳۹۷
  • 338 views
  • دیدگاه‌ها برای دانلود رمان من عاشقم یا تو بسته هستند
  • دانلود رمان
  • ۳۰ خرداد ۱۳۹۷
  • 415 views
  • دیدگاه‌ها برای دانلود رمان زیبای بنفشه بسته هستند

دانلود رمان زیبای بنفشه

قسمتی از رمان:

صدایی که می توانست صدای بنفشه باشد…
دقیقا بنفشه بود….

یکی از ترانه های خواننده معروؾ رپ را با ؼلطهای فراوان باز خوانی می کرد .سیاوش سرش را بلند کرد و با بنفشه چشم در چشم شد .بنفشه چشم از سیاوش برداشت و نگاهش افتاد به نؽمه که وسط مؽازه روی چهارپایه نشسته بود و فنجانی در دستش بود .چشمانش را ریز کرد، یادش آمد، این خانم جوان،دوست سیاوش بود….

  • دانلود رمان , دسته‌بندی نشده
  • ۱۷ خرداد ۱۳۹۷
  • 372 views
  • دیدگاه‌ها برای دانلود کتاب شقایق دانلود رمان-دانلود کتاب شقایق دانلود رمان-دانلود کتاب شقایق دانلود رمان | دانلود کتاب عاشقانه بسته هستند

دانلود کتاب شقایق دانلود رمان

-دانلود کتاب شقایق دانلود رمان-دانلود کتاب شقایق دانلود رمان | دانلود کتاب عاشقانه

دانلود کتاب عاشقانه و اموزنده ازسایت تزبوک

 

دانلود کتاب شقایق دانلود رمان

دانلود کتاب شقایق دانلود رمان

اونجایی که خانوم آمانی دبیر ریاضی مرخصی زایمان بود و دو هفته ای بود که دبیر نداشتیم، زنگ تفریح ما تازه به معنای واقعی شروع شد و کلاس رو گرفتیم روی سرمون. البته به استثنای من.نه که کلا ساکت بودم!!شوخی کردم من خودم پای ثابت شرارت های مدرسه بودم اما امروز سرم درد میکرد ومثل بچه آدم سرجام نشسته بودم آخه ناسلامتی سال سومی گفتن شاگرد ممتازی گفتن… دیگه ما اینیم دیگه.!! در همین حین که کم مونده بود بچه ها از پنکه آویزون بشن در یهو چارتاق باز شد وخانوم رفعتی مثل توپ از تانک در رفته وارد کلاس شد و کم مونده بود چشاش از حدقه تالاپی بزنه بیرون یه چشم قره به همه رفت و بعد سریع رفت تو اون جلد مهربونش ورو به بیرون تعارف زد: بفرمایین آقای سمایی وزوز بچه ها شروع شد و به محض اینکه ایشون پاشونو تو کلاس گذاشتن بچه ها هماهنگ از جا بلند شدن منم که مات مونده بودم. البته نه به خاطر آقای سمایی ها!! به خاطر این حرکت غیرمنتظره ی بچه ها. آخه کلاس ۳۰۲ به بی ادب ترین دانش آموزاش معروف بود. در واقع من بعد از چند ثانیه تازه متوجه صورت بهشتی آقای سمایی شدم. چشم های سبز درشت و موهای پرپشت ولخت خرمایی و پوست سبزه روشن. قد و هیکلم که نگوووو.خاک تو سر هيضم کنن! همین که خانوم رفعتی و آقای سمایی باهم به من نگاه کردن تازه متوجه شدم که از جام بلند نشدم. دست پاچه از جام بلند شدم که چون اولا پاهام رو هم بود و دوما دسته صندلیمو بلند نکرده بودم به سرپا شدن نرسیده دوباره عین چی پخش شدم روصندلی و باعث شد بچه ها ریز ریز بخندن و البته آقای سمایی هم یه لبخند ژکوند رو لبش بشینه. خب اینم از شروع به آشنایی موفق.* * * *آقای سمایی. آقای سمایی . سمایی.سمایی. سمایی…. خدا۱۱۱۱۱۱! با مشتم محکم کوبیدم روی میز. کامران روی تختش بدون اینکه چشاشو باز کنه نشست:چی شده؟ ونفس نفس میزد. دندونامو به هم فشردم: چیزی نیست بگیر

جمع اوری شده در سایت دانلود کتاب عاشقانه


برچسب ها