» دانلود کتاب شاه شطرنج دانلود رمان | دانلود کتاب عاشقانه

[metaslider id=796]

دانلود کتاب شاه شطرنج دانلود رمان

| دانلود کتاب عاشقانه

دانلود کتاب عاشقانه و اموزنده ازسایت تزبوک

 

دانلود کتاب شاه شطرنج دانلود رمان

دانلود کتاب شاه شطرنج دانلود رمان

دانلود کتاب شاه شطرنج دانلود رمان

دانلود کتاب شاه شطرنج دانلود رمان

دهان باز مانده ام را سریع مي بندم. -من؟ لکدند ابلیس را تداعي مي کند. -کنفرانس ترکیه فرصت خوبیه. جاي تو باشم از دستش نمي دم! چیزي در سرررم جرقه مي زند. این در براي رسرریدن به خواسررته هایش، به سر هم رحم نمي کند! دقیقا هفت سرراعت اسررت که توي ماشررینم نشررسررته ام و فکر مي کنم. این صفحه به هم ریدته شطرنج، کلافه ام کرده. عصکي ام کرده. ضعیفم کرده. این جدال نابرابر با دو شاه سفید نگرانم کرده. همه چیز آن طور که من فکر مي کردم و مي خواستم یش نرفت. من شرافتم را براي بردن این بازي وسط گذاشررتم و به راحتي باختمش. ارزشررمندترین گوهر وجودم را براي هیچ باختم؛ اما با یک اشتکاه دستم رو شد و فرو ریدتم. اکنون منم و دست هایي خالي، براي مقابله با دو مرد کارکشررته و حرفه اي! منم و شررایدها و اماها و اگرها؛ که اگر یکي خلاخ آن چه که مي خواهم بشررود، مات شرردنم حتمي است! فرصتم اندک و کارم بسیار است! کارم بسیار و توانم … گوشي ام را بر مي دارم و به خط جدید ریسا اس ام اس مي دهم. -آدرس خونه امیرحسین؟ خکر دارم که مشسشتقل زندگي مي کند اما کجایش را نمي دانم! تمام تنم خشک شده. آینه ماشین را روي صورتم تنظیم مي کنم و از التهاب شدید صورتم وحشت مي کنم! اس ام اس رسیده را مي خوانم و استارت مي زنم. درد طاقت فرساي سرم، امانم را بریده! یک ساعت بعد درست مقابل خانه ا توقف مي کنم! یاده مي شوم و دستي به التوي نیمه چروکم مي کشم. کیفم را در یک دسررت و موبایلم را در دسررت دیگر مي گیرم و مصررمم به سررمت برم زیکاي آجرنما قدم بر مي دارم. زنگ واحد را مي زنم. انتظارم زیاد طول نمي کشد. صداي متعجکش را مي شنوم. -سایه! در را باز مي کند. وارد لابي باشررکوه مي شرروم و بي توجه به دکوراسرریو

جمع اوری شده در سایت دانلود کتاب عاشقانه

اشتراک در شبکه اجتماعی

بیوگرافی نویسنده tezbook

مشاهده تمامی 207 پست

ارسال دیدگاه جدید


به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.