امروز یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸ شما در هستید.
به سایت خوش آمدید.
  • آخرين آهنگ ها
  • آخرين آلبوم ها
  • آخرين سريال ها
  • آخرین فیلم ها
  • آخرین موزیک ویدیو ها
  • دسته‌بندی نشده
  • ۲ اسفند ۱۳۹۷
  • 116 views
  • دیدگاه‌ها برای دانلود کتاب روسری قرمز | کتاب روسری قرمز دانلود بسته هستند

دانلود کتاب روسری قرمز

دانلودکتاب عاشقانه روسری قرمز

دانلود کتاب عاشقانه روسری قرمز

ادامه دربقیه مطالب

معرفی کتاب روسری قرمز: ده عاشقانه‌ی جنایی بر اساس ماجراهای واقعی

کتاب روسری قرمز: ده عاشقانه‌ی جنایی بر اساس ماجراهای واقعی اثر مهدی ابراهیمی، برداشتی‌ پلیسی از ده ماجرای واقعی با چاشنی داستان‌پردازی و معماگونه است و سعی دارد لذت کشف و شهود در یک معمای جنایی واقعی را با خوانندگان شریک شود.

پرداختن به حوادث جنایی و وقایع تلخ اجتماعی از قبیل قتل، تجاوز و یا خودکشی، چه به جهت بررسی علل و عوامل بروز آن‌ها و چه به منظور برآورد بهتر از جایگاه فرهنگ و اخلاق در جامعه‌ی امروز ایران، به شدت لازم و راهگشاست.

این ۱۰ داستان کوتاه برگزیده داستان‌های جنایی مهدی ابراهیمی روزنامه‌نگار و جنایی‌نویس روزنامه ایران، تهران امروز، هم میهن است که در طی ۱۰ سال گذشته منتشر شده‌اند.

ویزگی این داستان‌ها واقعی بودن آن‌ها و رخدادن آن‌ها به صورت واقعی است که توسط ابراهیمی بازنویسی شده است.

در کتاب روسری قرمز، هر ماجرا در دو بخش طراحی شده است، بخش اول طرح معماگونه‌ی حادثه و بخش دوم پاسخ یا پاسخ‌های قابل کشف در صحنه‌ی جرم را نشان می‌دهد.

در بخشی از کتاب روسری قرمز می‌خوانیم:

«دانیال» هر روز به دیدنش می‌آمد و صدای عذرخواهی‌اش هر لحظه شنیده می‌شد. بستگان ثریا از حضور این پسر تعجب می‌کردند. اما سکوت ثریا نشانه‌ی رضایت او بود. کم‌کم ثریا به دیدن این پسر عادت کرد. دانیال بدون اینکه مجبور باشد؛ هر روز ساعت‌ها کنار تخت ثریا می‌نشست.

امتداد نگاه و حرف‌هایشان از درد و زخم و تصادف شروع می‌شد و به بخشش و محبت و مهربانی می‌رسید. هر روزی که به مرخص شدن از بیمارستان نزدیک‌تر می‌شدند، حرف‌های این دو نفر هم خصوصی‌تر شد. تا اینکه یک روز دانیال بدون این‌که حرفی بزند، با یک دسته گل رز سرخ به دیدن ثریا آمد و با کلی مقدمه و خجالت بالاخره گفت: «ثانیه‌شماری می‌کنم تا خوب بشی و بیام خواستگاریت…»

سه ماه بعد؛ ثریا و دانیال سوار هواپیما شدند و برای ماه عسل به ترکیه رفتند. هیچ‌کس باور نمی‌کرد که چند ماه قبل، این پسر با ماشینش به آن دختر زده باشد. وقتی به تهران برگشتند؛ در خانه‌ی ثریا _ که خودش از پس‌انداز حقوقش و ارثیه‌ی پدری، خریده بود _ زندگی‌شان را آغاز کردند.

اما شیرینی زندگی این دو، زیاد دوام نداشت. ماه بعد، تلفن شرکت ثریا زنگ خورد. زن جوانی که در آن سوی خط حرف می‌زد؛ با معاون شرکت کار داشت. وقتی ثریا گوشی را برداشت؛ صدای زن تغییر کرد؛ زن خیلی ناراحت بود و مدام دانیال را لعن و نفرین می‌کرد.

ثریا خانه خراب شده بود. نمی‌دانست حرف‌هایی که می‌شنود؛ واقعیت دارد یا نه؟! دوست داشت شوخی باشد. سریع با دانیال تماس گرفت و خواست که در خانه، همدیگر را ببینند.

نسخه نمونه رایگان

 

دانلود مستقیم اندروید

دانلود کتاب عاشقانه روسری قرمز امیدوارم خوشتون بیاد

بیوگرافی نویسنده

مشاهده تمامی 276 پست

مطالب مشابه

برچسب ها

ارسال دیدگاه

دیدگاه ها برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها